اگر ما خود را نقطه ای در این جهان تصور کنیم و از دور به خود نگاه کنیم ، متوجه می شویم که در حال زندگی در جهانی هستیم که سطوح انرژیِ ( خوب و بد ) درحال گردش حول ما هستند.

کافیه که به قانون پایستگی انرژی یه نگاهی بندازیم ، قانون پایستگی انرژی میگه که ( انرژی نه بوجود می آید و نه از بین می رود ، بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شود . ) و این یعنی اینکه هیچ یک از ما قادر نیست که سطح انرژی خاصی را بوجود آورد و همچنین ناتوان در خلق و نابودی ( خوبی و بدی ) هستیم ، چراکه ( خوبی و بدی ) جزء لاینفک این جهان می باشند ، کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که تنها و تنها انتخاب کنیم که در هر لحظه به کدام یک توجه کنیم و از کدام یک روی برگردانیم . یعنی اینکه ما فقط قدرت کنترل ذهن خود را داریم و هیچ توانی برای ذره ای تغییر در سنٌت خدا و قوانین و نظامات حاکم بر جهان را نداریم و همچنین نیازی به چنین قدرتی نداریم.  پس پر واضح است که ما نه قدرتی برای خوب و بد کردن دیگران داریم و نه دیگران چنین قدرتی برای تخریب  و بزرگ کردن ما را دارند ، بلکه هر کسی قادر به تغییر نفس خود است . ( توجه : هیچ کسی تغییر پیدا نمی کند ، تا تلاشی در جهت تغییر باورهای خود و تبدیل آنها به دانسته کند.)

پس لازم است که بیایم یه تغییری در باورهایمان بوجود آوریم و بجای گفتن کلماتی مثل ( میدونی چقدر در حقم بدی کردی ؟ ) یا ( میدونی چقدر در حق شما خوبی کردم و الان این شد جواب اون همه خوبی ؟ ) و امثال این جملاتی که این باور را به ذهن ما خورانده که ما خالق خوبی و بدی هستیم ، و در ذهن و باورهایمان این قدرت را برجسته کرده و وجودمان را مملوء از غرور و ترس کرده، بجای تمام این جملات بیایم ذهنمان را متمرکز این کنیم که تنها و تنها این ذهن ماست که با ( توجه کردن ) به هر چیزی ، همانند آن را در زندگی ما جذب و درک و وارد می کند ، یعنی اینکه خوبی و بدی در جهان وجود دارند و این مرکز توجه ماست که تعیین می کند که در این زمان و مکان چه سطحی از انرژی را به سمت خود جذب و درک کنیم.

البته لازم است که این موضوع مهم را اضافه کنم  که مرکز توجه ما لازم هست اما کافی نیست. تغییر اساسی زمانی رقم می خورد که ما در کنار مرکز توجهمان اولین قدم را در جهت رسیدن به خواسته ها برداریم ، به یاد داشته باشید خیلی مهم است که ما اولین قدم هایمان را بصورت کاملا آهسته و پیوسته برداریم و همیشه به همه چیز تکاملی نگاه کنیم . نگاه تکاملی داشتن باعث ایجاد آرامش در وجود ما می شود و به ما کمک می کند که افسار افکارمان را به دست بگیریم و هیچگاه برای داشتن چیزی و یا رسیدن به چیزی تقلا نکنیم و همیشه ایمان داشته باشیم که آنچه هستیم و آنچه را که داریم در همین لحظه برای رسیدن و داشتن حس و حال خوب کافیست و به میزان کنترل ذهنمان و قدم های آهسته و پیوسته ای که بر می داریم ، یکم جلوتر همه چیز آنگونه که دوست داریم وجود دارد.

اکثرا فکر می کنند و احساس می کنند که خود یا دیگری یا دیگران خالق بدی یا خوبی در این جهان می باشند و کوچکترین قدرتی برای خلق سطح انرژیی را دارند ، در صورتی که ما انسان ها قدرتی برای خلق هیچ سطح انرژیی در جهان نداریم ، بلکه تمام شاهکار ما این است که در هر لحظه بتوانیم ذهنمان را کنترل کنیم و ایمانمان را تقویت کنیم و در هر لحظه امورمان را به خدا بسپریم و تفویض امر کنیم و تنها به خداوند توکل کنیم . بعد می بینیم که وقتی توانستیم به مرحله ی رهایی برسیم و ذهنمان را آرام کنیم و افکار و احساساتمان را تحت کنترل و در اختیار خود درآویم ، چطور سطح انرژی مان تغییر پیدا می کند و از آنجا به بعد به میزان تقویت و کنترل ذهنمان قادر خواهیم بود که انرژی ناخواسته را در همان لحظه به خواسته تبدیل کنیم . البته که رسیدن به این مرحله نیازمند تکامل و کار کردن روی نفس خود است که در دوره ی ترم یک ( شیوه ی حل مسئله ) در چهار گام ( تقویت حس ، تقویت شهود ، تقویت فکر و تقویت احساس ) بصورت کاملا مفصل به تحلیل و بررسی این موضوع پرداخته ایم.

نکته: ( یادتان باشد که کنترل افکار و احساسات به معنای محدود کردن افکار و احساسات نیست ! اگر این دو کلمه ( کنترل کردن و محدود کردن ) همانند هم بودند ، دیگر دو اسم برای آنها انتخاب نمی کردند. ) ، ( همچنین این را اضافه کنم که کنترل (ذهن و افکار و احساسات)  با (عملگرا بودن و خلاق بودن) کاملا متفاوت هستند که بازهم در ترم یک بصورت کامل در این باره صحبت شده و توضیحات کاملی داده شده است . )

  • جهت درک بهتر این موضوع یه نگاهی به آیه ی زیر بندازیم :

فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿۷۴﴾ سوره ی هود

ترجمه : و چون ترس از ابراهيم دور شد، و بشارت به او رسيد، …

سؤال : چه زمانی بشارت ( خبر خوب ) به ابراهیم رسید ؟

سؤال : چرا در این آیه نگفته که وقتی ابراهیم ترس را از خود دور کرد یا ترس را نابود کرد ، بلکه گفته وقتی که ترس از ابراهیم دور شد. ؟

نکته : اگر توجه کنید این آیه درمورد یک سطح انرژی و مداری به نام ترس صحبت می کند که حضرت ابراهیم نه دخلی و نه تصرفی در آن داشت ، نه خالق آن بود و نه نابود کننده ی آن ، بلکه ابراهیم یک مرکز ثقلی بود که ترس حول او میچرخید و به میزان مرکز توجه او ، سطح انرژی ترس یا به او نزدیک میشد و یا از او دور میشد ، برای همینم گفته که ( وچون ترس از ابراهیم دور شد ) پس نشان می دهد که  ما هیچ قدرتی جز در جهت کنترل و تقویت ذهنمان نداریم.

دور شدن ترس از ابراهیمَم ارتباط مستقیمی داره به کنترل ذهن او و تمرکز بر خبر خوبی که به او داده شده، که در اینجا دو حالت وجود دارد ؛

  • یا اینکه وقتی بترسیم آنقدر درگیر آن ترس می شویم که دیگر تمام افسار ذهنمان را از دست میدهیم و دیگر هیچ کنتری بر ذهنمان نخواهیم داشت که در این حالت هرچقدرَم که خبر خوب به ما گفته شود دیگر توان توجه کردن و متمرکز شدن نسبت به آن خبر خوب را نخواهیم داشت .
  • یا اینکه در حالت دیگه ممکن است که ما مثل حالت اول اینقدر درگیر ترس باشیم که اصلا به خبر خوب اجازه ی ورود ندهیم که در دو حالت یک اتفاق می افتد ( حالت اول خبر خوب وجود دارد و ما نسبت به شنیدن آن بی توجه هستیم و در حالت دوم خبر خوب پشت درِ بسته مانده و ما اجازه ی ورود به آن را نمی دهیم )

(ویرایش شده ) توضح : از دو حالت بالا به فرضیه ای رسیدَم که می تواند اینگونه باشد. ( 1- ترس باعث می شود که ما نسبت به خبرهای خوب بی توجه شویم . 2- ماندن در ترس باعث می شود که ما اجازه ی ورود به خبرهای خوب را ندهیم . ) یعنی اینکه زمانی که ما بترسیم ، نسبت به خبر های خوب بی توجه می شویم و زمانی که در آن ترس بمانیم و هیچ اقدامی برای کنترل ذهن و تغییر مرکز توجهمان نکنیم ، جلوی ورود خبر های خوب به زندگیمان را خواهیم گرفت و اجازه ی ورود به آن ها را نخواهیم داد . ( به یاد داشته باشید که در ترس ماندن یعنی سقوط به مرحله ی پایین تری از سطح انرژی ) ، هرچه سطح انرژی ما پایین تر رود با دردها و تضادها و ناخواسته های بیشتری مواجه خواهیم شد .  در زیر مراتب سطوح انرژی از پایین ترین سطح تا بالاترین سطح انرژی گفته شده است . از طرفیَم این آیه نقطه ی مقابل ترس را به ما نشان می دهد و همانگونه که از امام علی ( ع ) نقل شده که از دری که فقر وارد میشود از در دیگر ایمان خارج می شود ، پس می توان گفت که نقطه ی مقابل سطح انرژی ترس ، توجه کردن به ( خبر خوب ) است و تضاد دریافت خبر خوب ، ( ترس ) است .  یعنی اینکه ترس از هر دری که خارج شود خبر خوبَم از همان در وارد می شود. پس یادتان باشد که ما برای شنیدن خبر خوب باید ذهنمان را تقویت کنیم و از طرفی می توان اینطور گفت که برای رهایی از ترس باید مرکز توجهمان را متمرکز اتفاقات خوب و خبرهای خوب کنیم و سعی کنیم نسبت به آنچه که می خواهد ما را بترساند کنترل ذهن کنیم . در نهایت وقتی کنترل ذهنمان را به دست گرفتیم و مرکز توجهمان را توانستیم که معطوف خواسته ها و خبرهای خوب و اتفاقات خوب کنیم آنگاه برای خلاصی و رهایی از ترس هایمان کافیست که آگاهانه باورهایمان را به دانسته تبدیل کنیم .


در این قسمت مراتب آگاهی و سطوح انرژی را باهم مرور می کنیم : ( منبع ؛ کتاب power vs. force )

  •   سطح انرژی ( منفی ) شرمساری ( پایین ترین سطح انرژی )
  •  سطح انرژی ( منفی ) گناه
  •  سطح انرژی ( منفی ) ناامیدی ( اپتی یا فقدان هیجان و احساس )
  • سطح انرژی ( منفی ) سوگ
  • سطح انرژی ( منفی ) ترس
  • سطح انرژی ( منفی ) میل و اشتیاق
  • سطح انرژی ( منفی ) خشم
  • سطح انرژی ( منفی ) غرور
  • سطح انرژی جرأت ( سطح انرژی جرأت نقطه ی بحران است که تأثیرات مثبت و منفی روی زندگی را متمایز می کند . )
  • سطح انرژی ( مثبت ) بی طرفی
  • سطح انرژی ( مثبت ) رضایت
  • سطح انرژی ( مثبت ) پذیرش
  • سطح انرژی ( مثبت ) خرد
  • سطح انرژی ( مثبت ) عشق
  • سطح انرژی ( مثبت ) مسرت
  • سطح انرژی ( مثبت ) صلح
  • بالاترین سطح انرژی ( مثبت ) روشن فکری

  • سطح انرژی ( منفی ) ترس : ( منبع ؛ کتاب power vs. force )

در این سطح ، انرژی زندگی زیادی وجود دارد. ترس از خطر در واقع سلامتی بخش است. ترس بخشی از جهان را اداره می کند و محرک تلاش های بیشماری است. ترس از دشمن ، ترس از پیری ، ترس از مرگ ، ترس از ترد شدن و بسیاری از ترس های اجتماعی ، محرک زندگی بیشتر افراد است. از دیدگاه افراد در این سطح ، دنیا پر خطر و پر از دام و تهدید به نظر می آید. ترس ، ابزار رسمی مطلوبی است که نهادها و حکومت های استبدادیِ سرکوبگر ، از آن برای کنترل جامعه استفاده می کنند. نوعی از ترس به نام عدم امنیت ، فوت و فن یا جزء اصلی کنترل بازار نیز هست. وسایل ارتباط جمعی و تبلیغات با استفاده از اهرم ترس ، سهم بازار یک محصول را بالا می برند.

ترس ، محدوده ندارد و به اندازه ی تصوراتِ نا محدود انسان شدت می یابد. وقتی تمرکز و توجه یک فرد منعطف به ترس باشد ، بی نهایت اتفاق ترسناک در دنیا به آن دامن خواهد زد و آن ترس بیشتر خواهد شد. ترس نوعی وسواس است و ممکن است در هر شکلی بروز کند . ترس از دست دادن یک رابطه منجر به حسادت و استرس خیلی زیاد می شود . تفکر ترس ، می تواند افراد را به پارانویا مبتلا کرده یا باعث ایجاد ساختار دفاعی می شود . این حالت واگیر گونه است و در جامعه زیاد دیده می شود .

ترس ، جلوی رشد شخصیت فردی را گرفته و عاملی بازدارنده است . برای غلبه برترس انرژی لازم است و فردی که در این حالت است نمی تواند بدون دیگران از این مرحله عبور کند. بنابراین ، این افراد به دنبال افراد قوی هستند تا به آنها کمک کنند با ترس خود مقابله کرده و از این اسارت رهایی یابند . ( جهت درک بهتر سطوح انرژی کتاب توان در برابر اجبار یا قدرت در برابر زور را به شما دوستان عزیز پیشنهاد می کنم. )

1 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

  • مسیح شریفی
    مسیح شریفی
    2021-02-17 22:05

    مطلب بسیار واضح،رسا،آموزنده و زیبا بود.
    اطلاعات،نیاز جامعه بودن و توان ایجاد تغییر را در بازدید کننده داشتند.
    پس نتیجه این است که ترس سطح انرژی منفی است که از بین نمیرود بلکه به شکل دیگری تبدیل میشود و تا در این سطح انرژی باشیم با تضاد هایی مواجه خواهیم شد که نشاندهنده آن هستند که برای ایجاد تغییر در انرژی نیاز به یه سری کارها مثل متمرکز انرژی های مثبت و چگونگی رفع تضاد ها و منبع تضاد بشیم تا به ریشه ترس پی ببریم و آن را تبدیل به سطح انرژی مثبت و قابل درکی کنیم که از آن تغییراتی در سطوح زندگی به صورت تکاملی بوجود بیاورد.
    مثلا برای درک سطح انرژی پذیرش ما به صورت تکاملی تضاد هایی رو پشت سر گذاشتیم و سطوح مثبتی را چشیدیم پس شایستگی این سطح را خواهیم داشت و هنگام احساس پیشرفت بعد از نگاه کردن به سیر تکامل و بعضی سختی ها که راه را آشکار کردن سپاس گذار خواهیم بود که این سپاس گذاری ریشه ایی در انرژی مثبت های ما دارد.

    زندگی تان پر انرژی🙂

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست