تفاوت بین عقل و عشق

 

عقل تو چون قطره ایست مانده ز دریا جدا

چند کند قطره ای فهم ز دریای عشق

چندی پیش کنجکاو شدم و این شعر از عطار نیشابوری را گذاشتم در اِستوریم و از دوستان عزیز خواستم که دیدگاه خود را درمورد این شعر بگویند. که واقعا جواب های بسیار زیبایی را دریافت کردم که باعث شد منم به فکر فرو بروم و درباره ی ارتباط عقل و عشق تحقیق کنم.بعد از اینکه جواب های دوستان را در استوری گذاشتم خیلی ها به من پیام دادند و گفتند که دوست داریم دیدگاه شما را هم در مورد این موضوع بدانیم. الانم تصمیم گرفتم بعد از تحقیق و پرسو جو بیام در این قسمت دیدگاه خودم را بنویسم.

چطوره که با یه سوال شروع کنیم ؟

آیا واقعا دوست دارید تفاوت عقل و عشق را بدانید یا اینکه مشتاق شنیدن ، درمورد ارتباط این دو هستید؟

نکته ی مهم این است که باید همیشه هوشیار باشید و نگذارید که سوال ها ذهن شما را جهت دهند.

اول ببینید که سوال آیا درست است یا غلط.

نمونه ای از سوال هایی که همیشه از ما پرسیده شده و ما سال هاست که دنبال یک جواب درست برای آن ها بودیم شامل سوال های زیر می شود:

  • آیا پول بهتر است یا علم؟
  • آیا دین بهتر است یا ثروت؟
  • آیا عقل بهتر است یا عشق؟

دقیقا این سوال ها چیزی جز بازی با ذهن نیستند، مثل سرابی می مانند که هیچگاه به آن نخواهید رسید.

دلیلش ام این است که اصلا این گونه سوالات درست نیستند.

شما هیچگاه نمی توانید برای یک سوال اشتباه جواب درستی پیدا کنید.

پس یادتان باشد که قسمت اصلی یافتن جواب صحیح ، توجه به سوالی هست که از ما پرسیده می شود، یا سوالی که ما از خود می پرسیم.

پس اگر ؛

سوال هایی مانند ( تفاوت بین عقل و عشق ) ( تفاوت بین پول و علم ) ( تفاوت بین معنویت و ثروت ) و… اشتباه هستند.

پس سوال درست چیست؟

سوال درست این است که تمام تضاد های طبیعی باهم در ارتباط هستند.

با وجود تضادی که دارند ، سعی بر تکمیل هم دارند نه تخریب یکدیگر.


توجه: ( شما می توانید در قسمت دیدگاه، نمونه ای از سوال های اشتباهی که با آنها مواجه شده اید را بنویسید.)


 

نکته : ما همیشه می خواهیم به جهان به شکلی نگاه کنیم که به خودمان نگاه می کنیم و فکر می کنیم که عملکرد جهان مانند خودمان است و مانند ما فکر می کند.

در صورتی که جهان چیزی بیشتر از یک نظام نیست، نظامی که همیشه در راستای تکمیل یکدیگر حرکت می کند.

می خواهم این را بگویم که تفاوت جهان با ما در این است که جهان ( یعنی طبیعت ) نظام مند شده است در راستای تکمیل نه تخریب، این ما هستیم که برای بهترین بودن ، برای بهترین شدن، سعی بر تخریب و زیر پا گذاشتن قوانین جهان هستی و از بین بردن همدیگر داریم.

به عنوان مثال شما نگاهی به شب و روز بندازید:

در دل شب روز قرار دارد و در دل روز شب ، از درون شب ، (روز) خارج می شود و از درون روز، (شب) ، هرجا که شب رو به اتمام باشد روز جای او را پر می کند و هرجا که روز رو به اتمام باشد شب جای او را پر می کند.

این چرخه همیشه وجود دارد و هیچگاه از کار نمی افتد ، البته تا زمانی که این نظامات برقرار باشند.

پس تا به اینجا دیدید که هیچ جنگ و دعوایی بین این دو وجود ندارد.

من می توانم یک اسم بهتری برای این گونه تضاد ها بگذارم : ( تضاد های مکمل )

در واقع ( شب و روز ، عقل و عشق ، پول و علم ، معنویت و ثروت و … ) همه تضاد های مکملی هستند که همیشه در کنار هم معنی پیدا می کنند.

در ذهن ما تضادها همیشه باید با هم در جنگ باشند، در صورتی که در طبیعت تضادها همیشه باهم در صلح هستن.

تضادها به خوبی محدوده ی خود را می دانند و همیشه همدیگر را حمایت می کنند.

شب و روز در کنار هم هستن تا یک شبانه روز بوجود آید، پس می بینید که علاوه بر اینکه همدیگر را تخریب نمی کنند و جای همدیگر را نمی گیرند . بلکه باهم یک حرکت جدیدی را بوجود می آورند.

خب حالا بریم سراغ شعر و توضیح ارتباط بین عقل و عشق.

عقل تو چون قطره ایست مانده ز دریا جدا

چند کند قطره ای فهم ز دریای عشق

عقل قطراتی هستند در درون دریایِ عشق و عشق دریایست در درون هر قطره.

همانطور که عقل در درون عشق است، عشق ام در درون عقل است.

هرجا که عقل کم بیاورد جایگاه آن را عشق پر می کند.

هرجاهم که عشق کم بیاورد جایگاه آن را عقل پر می کند.

و این دو نه تنها در جنگ باهم نیستند، بلکه سازنده ی شخصیت انسان هستند.

در تصویر بالا که ( نماد یین و یانگ ) است ، دارد دقیقا همین را به ما می گوید که ما چیزی به اسم خوب و بد نداریم.( بلکه یین و یانگ مانند شب و روز یا زمستان و تابستان بخشی از چرخه هستی هستند.)

به نماد یین و یانگ اگر توجه کنید متوجه می شوید که در درون سیاهی نقطه ی سفیدی وجود دارد و در درون سفیدی نقطه ی سیاهی وجود دارد.

به این معناست که :

هر کجا که سیاهی یعنی ( یین ) کم بیاورد، از درون خود سفیدی یعنی ( یانگ ) را دارد که جایگاه آن را پر می کند،

و هر کجا که سفیدی یعنی ( یانگ ) کم بیاورد، در درون خود سیاهی یعنی ( یین ) را دارد که جایگاه آن را پر می کند.

و این نشانی از تضادهای مکمل هستند که همیشه تأمین کننده و تکمیل کننده ی یکدیگرند.

امیدوارم که تا به اینجا توانسته باشم که باورهای شما را تبدیل به دانسته بکنم.

افرادی که دوست دارند بصورت تخصصی تر این مطالب را دنبال کنند ،

( می توانند در سایت اشراق امید + در قسمت دوره ها + ترم یک ) مراجعه کنند.

ترم یک به شما کمک می کند که با خودتان در صلح باشید و خود را بهتر بشناسید و همچنین اطلاعات نابی در این ترم که گنجینه ی ارزنده ایست برای افرادی که می خواهند خود را بهتر بشناسند و همچنین به درک بهتری نسبت به نظامات و قوانین جهان برسند گنجانده شده است.سعی شده که در کنار اطلاعات موجود از مثال های بسیار شفاف برای درک هر چه بهتر مطالب استفاده شود و همچنین در این دوره عوامل اصلی سازنده ی شخصیت شما به خوبی تفکیک شده و تمرین هایی در راستای شناخت نقاط قوت و نقاط ضعف خود و همچنین راهکار هایی در راستای هرچه بهتر استفاده از نقاط قوت خود و تقویت نقاط ضعفتان ارائه شده است.

با آرزوی بهترین ها  ( علی نیسی )

با تشکر اشراق امید

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست